ذ تا بحال به معنای تپّه ای که مسیح بر آن مصلوب شد فکر کرده اید؟
چرا معنای آن تپّه در انجیل ذکر شده و اصلاً چرا باید مهم باشد؟ آیا فقط به این دلیل که مدرکی برای حقایق انجیل و راستی این وقایع باشد؟
پس او را به موضعی که "جُلجُتا " نام داشت یعنی "محلّ کاسه ی سر" بردند. (مَرقُس 22:15)
دنیا تلاش بی اندازه ای برای انکار صلیب مسیح آغاز کرده. همه به آمدن مسیح عقیده دارند ولی فقط مسیحیان بر این باورند که او مصلوب شده و بعد از اینکه سه روز را در قبر به سر برده از مردگان قیام نموده است.
جلجـتا جایی است که صلیب مسیح افراشته شد.
کار مسیح روی صلیب این امکان را برای هر کس که به او ایمان آورد بوجود آورد که فرزند خدای قدوس گردد و بعلاوه از گناهان خود و اسارتهای گوناگونی که او را در بند می فشرد آزاد شود و این امکان برای او محیّا شود که دیگر دچار گناه نشود چراکه روح القدس را دریافت می کند.
جلجـتا یعنی کاسه ی سر؛ جایی که سر شیطان به سنگ کوبیده شد و ما از ملکوت شیطان آزاده شده و تا ابد در حضور خدا و در ملکوت آسمان زیست خواهیم نمود....!
راههای او چقدر عجیب است!
( قیام مسیح بر شما و در شما مبارک )
ل آیا میتوان با اطمینان در حضور خدا برای حیوانات دعا کرد؟
آیا تا بحال در شرایطی قرار گرفته اید که بخواهید برای حیوانی دعا کنید ولی فکر کرده اید که دعا کردن برای حیوانات جایز نیست؟
چند نمونه ی عجیب در کلام مقدس خدا:
1
در زمان نوح نبی زمین پر از شرارت گشته بود و همه از خدا رویگردان شده بودند. خداوند نیز که زمین را پر از شرارت یافته بود تصمیم گرفت آن را هلاک سازد. (پیدایش9:6 تا13) او صراحتاً به نوح اعلام کرد که هر موجودی را که بر زمین ساخته محو خواهد ساخت. ( پیدایش4:7)
خدا چهل روز باران بارانید و سیل باعث نابودی و هلاکت شد و فقط نوح و خانواده اش و حیواناتی که درون کشتی بودند نجات یافتند.(مراجعه شود به پیدایش 7 و 8)
امّا آیاتی که درکلام خدا بکار رفته بسیار عجیب است! : ( و خدا نوح و همه ی حیوانات و همه ی بهایمی را که با وی در کشتی بودند، بیاد آورد. پیدایش1:8)
زمانی که آب ساکن شد و نوح توانست از کشتی بیرون بیاید برای خدا قربانی های تشکر گذرانید .
پس از این انجام این وقایع خدا حرف زیبایی زد: ( بعد از این دیگر زمین را بسبب انسان لعنت نکنم، زیرا که خیال دل انسان از طفولیت بد است، و بار دیگر همه ی حیوانات را هلاک نکنم، چنانکه کردم. پیدایش21:8) و به نوح هم گفت: (اینست نشان آن عهدی که من می بندم، در میان خود و شما، و همه ی جانورانی که با شما باشند، نسلاً بعد نسل تا به ابد: قوس خود را در ابر می گذارم ، و نشان آن عهدی که در میان من و جهان است خواهد بود. و هنگامی که ابر را بالای زمین می گسترانم، و قوس در ابر ظاهر شود، آنگاه عهد خود را که در میان من و شما و همه ی جانوران ذی جسد می باشد، بیاد خواهم آورد. و آب طوفان دیگر نخواهد بود تا هر ذی جسدی را هلاک کند. و قوس در ابر خواهدبود و آن را خواهم نگریست تا بیاد آورم آن عهد جاودانی را که در میان خدا و همه ی جانوران است، از هر ذی جسدی که بر زمین است.) مراجعه شود به پیدایش12:9 تا 16.
2
چندین سال بعد خداوند یونس را برگزید تا مردم نینوا را به توبه دعوت نماید. این بار نیز خدا میخواست نینوا را هلاک کند زیرا شرارت مردم نینوا به حضور خداوند بر آمده بود. شرایط زمان یونس به زمان نوح شبیه بود؛ بعد از چهل روز نینوا هلاک می گشت.
اما تفاوتی هم وجود داشت: در اثر پیام یونس مردم نینوا از بزرگ تا کوچک به نشانه ی توبه ی قلبی پلاس پوشیدند. حتی پادشاه نینوا فرمان توبه همراه با روزه را داد و این فرمان شامل تمام مردم و حتی حیوانات می شد: مردمان و بهایم و گاوان و گوسفندان چیزی نخورند و نچرند و آب ننوشند. و مردمان و بهایم به پلاس پوشیده شوند و نزد خدا بشدت استغاثه نمایند و هر کس از راه بد خود و از ظلمی که در دست اوست بازگشت نماید. کیست بداند که شاید خدا برگشته، پشیمان شود و از حدّت خشم خود رجوع نماید تا هلاک نشویم؟ ( یونس7:3 تا 9 )
در اثر همین توبه بود که خدا از هلاک شدن نینوا در آن زمان صرف نظر کرد: پس چون خدا اعمال ایشان را دید که از راه بد خود بازگشت نمودند، آنگاه خدا از بلایی که گفته بود که به ایشان برساند پشیمان گردید و آن را به عمل نیاورد. ( یونس 10:3 )
اما یونس که یک اسرائیلی بود از این کار خدا عصبانی شد چون نینوا دشمن اسرائیل محسوب میشد و در واقع خطر بزرگی برای آنان به حساب می آمد.
خدا کار خود را با کدویی که بالای سر یونس رویانده بود تمام کرد.
او میخواست یونس را از حزنش آسایش دهد و در جایی که یونس نشسته بود کدویی بالای سر او نمو داد تا سایه اش او را خوشحال کند و روز بعد کرمی آن را زد و خشک شد و آفتاب یونس را بی طاقت کرد که از شدت خشم آرزوی مرگ کرد. و خدا از او پرسید که درست است که بخاطر کدو عصبانی شود؟ و یونس پاسخ مثبت داد. حتماً می دانید که جواب خدا به او چه بود؟ : دل تو برای کدو بسوخت که برای آن زحمت نکشیدی و آن را نمو ندادی که در یک شب بوجود آمد و در یک شب ضایع گردید. و آیا دل من به جهت نینوا شهر بزرگ نسوزد که در آن بیشتر از صد و بیست هزار کس میباشند که در میان راست و چپ تشخیص نتوانند داد و نیز بهایم بسیار؟ ( یونس 10:4 و11 ) مراجعه شود به کتاب یونس.
وعده ی خدا :
عیسی مسیح وعده ی عالی به ما داده است: آمین آمین به شما میگویم که هر آنچه از پدر به اسم من طلب کنید به شما عطا خواهد کرد. ( یوحنا 23:16 )
دو نمونه ای که در کلام خدا به روشنی آمده است برای ما روشن می سازد که حیوانات برای خداوند ارزشمند هستند. خدا از هلاک کردن آنها غمگین شده و در جایی دیگر از نجات یافتن آنها به دلیل دعا و توبه ی یک ملت شادمان شده است!!
عیسی مسیح نیز به ما میگوید هر چه در دعا به اسمش بطلبیم خواهیم گرفت و البته در هیچ قسمتی از کلام نگفته برای چه موضوعاتی دعا کنیم و برای چه موضوعاتی دعا نکنیم!
آیا باز هم برای شما مشکل است که برای حیواناتی که بیمار هستند و قلب ما از دیدن آنها به درد می آید دعا کنید؟ آیا باز هم خجالت می کشید از اینکه در دعا نام حیوان خانگی خود را بیاد آورید؟
کلام خدا به ما گفت که برای خدا حیوانات ارزشمند هستند!
ظروحی که در ما دمیده شده است چیست؟ آیا آن روح،روح خداست؟!
آيا تا بحال از شما سؤال شده كه ما از روح خدا بوجود آمديم و امكان ندارد گناهكار باشيم؟!
اما كلام خدا درباره ي اين موضوع پاسخ صريحي داده است. كلام خدا ميفرمايد :
خداوند خدا پس آدم را از خاك زمين بسرشت . در بيني وي روح حيات دميد، و آدم نَفْس زنده شد. (پيدايش۷:۲)
فكر كنم هر كدام از ما با اين جمله روبرو شده ايم : « ما از روح خدا هستيم، مگه ميشه گناهكار هم باشيم؟؟» و جملاتي مشابه اين....
زماني كه كلام خدا را دقيق مطالعه ميكردم و در ذهنم اين سوال در اثر پرسشهاي ديگران بوجود آمده بود متوجه شدم كه همان ابتداي كلام خدا پاسخ سوالم ( و صد البته پاسخ پرسش خيلي هاي ديگر ) به روشني آمده است.
ما از خاك زمين سرشته شده ايم اما چيزي كه در ماست و در حقيقت از آن به عنوان روح انسان ياد ميكنيم روح خدا نيست؛ بلكه روح حيات است.
خدا در ما روح حيات دميده نه روح خودش را، و اين دو با هم متفاوتند.
روح خدا پس از ايمان به مسيح و اعتراف به اسم او بعنوان نجات دهنده و پسر خدا در ما ساكن مي شود (يوحنا3 : 5 تا 8)، در حاليكه روح حيات روحي است كه باعث زندگاني ميشود. با همان روح بدنيا مي آييم و زندگي مي كنيم و در نهايت مي ميريم! ولي روح خدا قدرت دارد كه ما را پس از مرگ مانند مسيح كه از مردگان قيام نمود، همانطور پر جلال از مردگان قيام دهد.